در این یادداشت آمده است:
دکتر لطیفی که خود قریب به ۳۰ سال (۱۳۷۴ تا ۱۴۰۴) در حلقه درس آن یگانه دوران حضور داشته، روایتگر ابعاد دیدهنشدهای از حیات علمی ایشان است.
استاد محمدحسین حشمتپور بزرگترین حکیم معاصر است که با ظهور خود در حوزه فکری و آموزشیِ حوزه و دانشگاه، علوم عقلی را متحول ساخت. اازاینروایشان به «باسابقهترین مدرس حکمت و فلسفه در ایران معاصر» شهرت یافته و نامی آشنا برای جامعه علمی، بهویژه اساتید، محققان، طلاب و دانشجویان علوم عقلی به شمار میآمدند.
ایشان باوجود دقت علمی، نهتنها یک مدرس متنخوان، بلکه بهعنوان یک استاد متفکر، ژرفاندیش و متنپژوهی شناخته میشدند.
او معتقد بود متولیان حوزه و دانشگاه به میراث غنی پیشینیان توجه بایسته و شایسته نشان ندادهاند؛ به همین دلیل این رسالت را بر خود فرض دانسته و نزدیک به پنج دهه به تدریس، تعلیم و تحقیقِ دشوارترین و تحقیقیترین متون علوم عقلیِ درس نگرفته، با استواری تمام همت گماشتند. ایشان شاگردان بسیاری را پرورش دادند؛ بهطوری که پس از تدریس ایشان، برخی از اساتید جرئت یافتند آن متون را با پشتوانه درسگفتارهای وی تدریس کنند.
استاد در این باره میفرمودند: «در حوزه مرسوم است که فقط بخش الهیات کتاب شفای ابن سینا را بخوانند. از طبیعیات شفا هم قسمت مربوط به نفس و از منطق هم برهان را میخوانند و بقیه کتاب که به ریاضیات و موسیقی و ... اختصاص دارد، نمیخوانند. هیچکس کل شفا را درس نداده است؛ حتی علامه حسنزاده میتوانستند درس بدهند؛ ولی درس ندادند و بقیه هم که ظاهراً یا نمیتوانند یا نمیخواهند بگویند.»
از جوار امام مهربانیها تا هجرت به قم
این حکیم متألهِ مشهدی که تهرانیالاصل بود، به سبب عشق خانوادهاش به همجواری با مضجع شریف امام رضا (ع)، نخستین رشد و پرورش فکریاش در این شهر علم و معنویت رقم خورد. نزد اساتید بنامی؛ چون آیتالله میلانی و ادیب نیشابوری مشق علم و ادب گرفت و در همان ابتدای درسآموزی، بر کرسی استادی تکیه زد.
سپس در سن ۲۸ سالگی به حوزه قم روی آورد و در پاسخ به ندای درونیاش تصمیم گرفت فقه و اصول را یک سال کنار بگذارد تا فلسفه بخواند؛ ولی انگار خداوند خواست که دیگر سراغ فقه و اصول نرود. قصه شوق تدریس فقه و اصول را چند بار برایم تعریف کرد؛ اینکه تدریس فقه و اصول را شروع کرد؛ ولی طلبهها از درسش استقبال نکردند.
فقط کتاب «زبده البیان» را که فقه قرآن بود تا آخر درس گفت و «نهایه درایه» را تا بحث مشتق. البته ته دلش همچنان شوق تدریس «نهایه الدرایه» و بیش از آن، شوق به گفتن حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی بر مکاسب را داشت، ولی هیچگاه موقعیتش پیش نیامد.
افاضه حکمت؛ وقتی فلسفه در جان استاد جوشید
طالب فقهی که سر از فلسفه درآورد؛ طلبه متعصب مشهدی که به دوستدار فلسفه مبدل گشت. وقتی به قم آمد تصمیم گرفت فقط یک سال فلسفه بخواند تا بداند فلسفه چیست که اینقدر با آن مخالفت میشود. یکی دو سال حوالی سال ۶۰ در درس آیتالله جوادی آملی و علامه حسنزاده آملی شرکت کرد. وقتی خواند، متعجب شد و متوجه شد فلسفه را بلد است!
او خود در این باره، میگفت: «نمیدانم چه اتفاقی افتاد. خدا چه لطفی کرد ولی دیدم که فلسفه را بلدم. کسی علوم غریبه کار میکرد و میگفت بعد از بیست سال که علوم غریبه خواندم، علم درونم ریخت. من نمیگویم ریزش، میگویم به من افاضه شد. فلسفه را کامل بلدم. هر کجا هم که تدریس میکنم، درسم پذیرفته میشود.»
آری، چنین است احوال حکیم متأله که در اندیشه معاصر ایران، بهویژه در حوزه و دانشگاه، چهرهای منحصربهفرد است؛ اگرچه روزگار غدّار، حرمت او را چنان که باید بازنشناخت. او متفکری سختکوش با دانشی دایرهالمعارفی بود که در سنتهای علمی و حکمی پیش از خود، ژرفاندیشی و باریکبینیهایی ارزشمند داشت.
ایشان نمونهای درخشان از دانشآموختگان حوزه مشهد و قم و حلقه پیوند این دو حوزه بود. حکیم متأله استاد حشمتپور، استادی دارای تجارب عمیقاً علمی و معنوی و درعینحال اندیشمندی باقدرت تحلیل بسیار روشنگرانه بود. نظر به کامیابی او در آمیختن فراست عارفانه با اندیشه تعقلی، میتوان بهراستی وی را پیشرو سنت دیرپای «حکمت» دانست.
وجوب عرفان و شهود حقیقت
بهعنوان نمونه، اندیشههای عرفانی ایشان کمتر موردنظر اصحاب اندیشه قرار گرفته است. به نظرم استاد هرچند متون عرفانی کمتر تدریس کردهاند، ولی دارای اندیشه و فهم عرفانی منحصربهفردی بودند.
معتقد بود خواندن عرفان نهتنها جایز است، بلکه و واجب است. نظریاتی در عرفان داشت که میدید بارأی همه مخالف است؛ حتی در درسهای فلسفی و منطقی هم گریزی به سمت عرفان داشت.
میگفت: «به یکی از علما که مخالف عرفان بود و عرفاً را کافر میدانست، وحدت وجود را توضیح دادم. بعد از توضیحات من گفتند حرفهای درستی میزنی؛ ولی عرفاً اینها را نگفتند، اگر اینها را بگویند حکم به کفر آنها نمیکنیم.» ایشان میفرمود: مطالبی که درباره عرفان میگفتم، جایی نشنیده بودم.
از استادی درس نگرفته بودم، ولی در ذهنم آمده بود. یک روز رادیو مطلبی از آقای مطهری پخش میکرد، به کسی که میخواست رادیو را خاموش کند گفتم این کار را نکن، این حرفها همانهایی است که من به دنبالشان هستم. تمام حرفهایی که من میزنم، ایشان هم میزدند، با اینکه استادی به من درس نداده بود.
اساتید من آقای جوادی آملی و آقای حسنزاده آملی بودند؛ ولی این حرف را به من نیاموخته بودند؛ بااینحال آن مطالب را در ذهن داشتم. یعنی همانطور که در فلسفه به من افاضه شد، در عرفان هم افاضه شد.
میراث ماندگار علمی
نیکبختانه اکثر درسگفتارها و دستنوشتههای وی ضبط و ثبت شده و پارهای از آثار وی به زیور طبع آراسته گردیده است و امید میرود سایر آثارش نیز تدوین و منتشر شود. این فهرست، تنها گواهی کوچک از عظمت علمی استادی است که عمرش را به احیای گوهرهای فراموششده اندیشه اسلامی سپری کرد:
سلسله درسگفتارهای فلسفی: کتاب الملة (فارابی)، کتاب شفا (ابن سینا) شامل طبیعیات شفا، مباحث نفس الشفاء، الهیات شفا؛ کتاب نجات (ابنسینا)، بخش نفس، الاشارات و التنبیهات (ابن سینا)، تلویحات و حکمةالاشراق (سهروردی)، طب روحانی و حکمت علمی (زکریای رازی)، اسرارالآیات، اسفار اربعه، رسالة الحدوث، شواهد الربوبیه، مبدأ و معاد (ملاصدرا)، شرح منظومه (حکیم سبزواری)، رساله سبیل الرشاد، رساله فی مباحث الحمل و رساله وجود رابط (آقا علی مدرس طهرانی).
- سلسله درسگفتارهای منطقی: منطق شفا (شامل مدخل/ایساغوجی، مقولات، عبارت، برهان، جدل، قیاس، خطابه، سفسطه و شعر)، منطق اشارات و تنبیهات (ابن سینا)، منطق منظومه (حکیم سبزواری).
- سلسله درسگفتارهای عرفانی و اخلاقی: تمهید القواعد (ابن ترکه)، رساله عشق (ابن سینا)، شرح منازل السائرین (خواجه عبدالله انصاری)، الذریعة الی مکارم الشریعة (راغب اصفهانی).
- سلسله درسگفتارهای کلامی: طلب و اراده (غروی اصفهانی)، نقد المحصل (خواجه نصیرالدین طوسی)، شرح المواقف (ایجی)، کشف المراد (علامه حلی)، شوارق الالهام و گوهر مراد (فیاض لاهیجی).
- سلسله درسگفتارهای حدیثی، تفسیری و اصولی: صحیفه سجادیه، لوامع الانوار، شرح توحید صدوق (قاضی سعید قمی)، شرح اصول کافی (ملاصدرا)، علل الشرایع (شیخ صدوق)، مجمعالبیان (طبرسی)، زبدة البیان (مقدس اردبیلی)، نهایة الدرایه (غروی اصفهانی).
- سلسله درسگفتارهای علوم ریاضی، هیئت و نجوم: حساب شفا و ریاضیات شفا (ابن سینا)، خلاصة الحساب (شیخ بهایی)، تحریر الأکر ثاوذوسیوس و تحریر الأکر مانالاؤوس (خواجه نصیرالدین طوسی).
روح بزرگ این حکیم والامقام میهمان خوانِ گسترده فیوضات الهی باد.





نظر شما